امروز دوم خرداد است.دوم خرداد براي همه يك خاطره را به ذهن مي اورد. اما براي من نه.

18 سال است كه دوم خرداد را مي شناسم .18 سال است كه اين روز براي من رنگ ديگري دارد. صبح دوم خرداد سال 65 هيچ گاه از يادم نمي رود اخرين نگاهت را هميشه  به ياد دارم .صبح كه از خانه بيرون مي رفتي گفتي رضا بعد از من تو مرد خانه اي ومن مثل هميشه لذت بردم.قرار بود بعد از سر كشي از منطقه عملياتي ظهر به خانه برگردي از خانه ما تا منطقه حاج عمران دو يا سه ساعت بيشتر نبودظهر شد وتو نيامدي .مادرم ميگفت كه اماده شويد بابا كه امد مي خواهيم بيرون برويم اما تو نيامدي. چندين ساعت منتظر بودم لباسهايم را از تنم بيرون نياوردم اما تو نيامدي .وقتي كه امدي سر در بدن نداشتي.

همه مي گفتند كه ارزويت اين بود كه مانند مولايت حسين به شهادت برسي. خوش به حالت كه به ارزويت رسيدي

امروز دوم خرداد است و به جز ياداوري پرواز تو هيچ معني ديگري برايم ندارد. من 18 سال است كه دوم خرداديم

 

+نوشته شده در ۱۳۸۳/۳/٢ساعت٧:٠٥ ‎ب.ظتوسط | نظرات ()
طبقه بندی: ()