آینه ای به بزرگی یک عشق

عاشق که می شوی و قتی دلت پر می شود از شیرینی قند و عسل نمی فهمی چه می شود که یک باره می بینی سراپایت شده یک آینه بزرگ . مبهوت می شوی نمی دانی تو خواستی یا او خواسته که آینه شوی. راست می گویند که عاشق همیشه شبیه به معشوق می شود.

 یاد مادرم به خیر می گفت خواب دیدم که جلال لباس روحانیت به تن کرده و عما مه اش را زیر بقل گرفته است. وقتی برای جلال خوابم را تعریف کردم ، انگار که اسپندی شده باشد روی آتش ،ازشادی یک جا نمی ایستاد و می گفت تعبیر خوابت این است که شرمنده مولایم حسین نمی شوم.

همیشه با خودم فکر می کنم چرا بابا اینقدر دوست داشت با بدنی بی سر به شهادت برسد.

+نوشته شده در ۱۳۸٧/۱٠/٢٥ساعت۱:٠٢ ‎ب.ظتوسط | نظرات ()
طبقه بندی: ()