من سالهاست که دوم خردادیم

چند سال پیش به مناسبت سالگرد بابا این را نوشتم.

 

امروز دوم خرداد است.دوم خرداد برای همه یک خاطره را به ذهن می آورد. اما برای من نه.

 

 سالهاست که دوم خرداد را می شناسم .سالهاست که این روز برای من رنگ دیگری دارد. صبح دوم خرداد سال ۶۵ هیچ گاه از یادم نمی رود آخرین نگاهت را همیشه  به یاد دارم .صبح که از خانه بیرون می رفتیِ  گفتی رضا بعد از من تو مرد خانه ای ومن مثل همیشه لذت بردم.قرار بود بعد از سر کشی از منطقه عملیاتی ظهر به خانه برگردی از خانه ما تا منطقه حاج عمران دو یا سه ساعت بیشتر نبود ظهر شد و تو نیامدی .مادرم میگفت که آماده شوید بابا که آمد می خواهیم بیرون برویم اما تو نیامدی. چندین ساعت منتظر بودم ، لباسهایم را از تنم بیرون نیاوردم اما تو نیامدی .وقتی که آمدی سر در بدن نداشتی.

 

همه می گفتند که آرزویت این بود که مانند مولایت حسین به شهادت برسی. خوش به حالت که به آرزویت رسیدی.  امروز دوم خرداد است و به جز یاداوری پرواز تو هیچ معنی دیگری برایم ندارد. من سالهاست که دوم خردادیم...


+نوشته شده در ۱۳۸٩/۳/٢ساعت٤:٥٦ ‎ب.ظتوسط | نظرات ()
طبقه بندی: ()