شهید راه دوست داشتن

شنیده بودم ساعتها وقتت را در زندانها می گذراندی و با افراد ضد انقلاب بحث می کردی تا نظراتشان را اصلاح کنی. شنیده بودم چند مورد به دست و پای قضات و حاکم شهر افتادی تا افرادی را که از سر اشتباه به منافقین پیوسته بودند از اعدام نجات دهی.

شنیده بودم خود را وقف کرده بودی وقف دوست داشتن و در آخر توشهید راه دوست داشتن شدی

بابا جان این دل یادگار توست ،یادش داده ای بی چشم داشت عاشق شود. محبت کند و از سوختن لذت ببرد.

نگاهت را از آن برندار

+نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٠/۱٦ساعت۱٢:٢٠ ‎ق.ظتوسط | نظرات ()
طبقه بندی: ()