پسر شديم و بدون پدر بزرگ شديم
و با هزار غم و درد سر بزرگ شديم
وَ جنگ بود، وَ آوارگيّ و در به دري
سفر رسيد، وَ ما با سفر بزرگ شديم
پدِر هميشه سفر بود ـ مثل اين‌كه نبود ـ
وَ ما بدون پدر با خطر بزرگ شديم
پدر ـ قطار فشنگش ـ قطار رفتن بود
وَ ما به شوق سفر بود اگر بزرگ شديم
پدر رسيد، وَ ما از قطار جا مانديم
پلاكش آمد و ما با خبر بزرگ شديم
وَ كوچه عكس پدر را به سينه چسبانيد
وَ ما به چشم شما بيش‌تر بزرگ شديم
قطار پوكه‌ي خالي، وَ زير سيگاري
چقدر جاي تو خالي! پدر بزرگ شديم!
وَ ما بزرگ نبوديم اين شكوه تو بود
-به چشم مردم دنيا اگر بزرگ شديم-
( بيژن ارژن)

/ 3 نظر / 17 بازدید
شمرشناسی

رضای بزرگ و بزرگوار ... بزرگواريت مستدام ...

فاطمه

ما بزرگ نبوديم اين شكوه تو بود -به چشم مردم دنيا اگر بزرگ شديم- . . . عالی بود

خاک باران خورده

هميشه دوست داشتم بدونم اين شعر از کيه بالاتر از عالی چيه که بنويسم ..... معرکه است ..... به خونه ی من هم سر بزنيد .