غروری همراه با غربت

 

 یادمان دادند که سرمان را بالا بگیریم و پایمان را مجکم بر زمین بگذاریم. یادمان دادند که عکست را با غرور نشان مردم دهیم و از اینکه فرزند توایم افتخار کنیم.

و ما با غرور راه رفتیم، اسلحه و عکست را در دست گرفتیم و لباسهای سبز پاسدای را که با تکه های لباس تو برایمان دوخته بودند پوشیدیم.

 وچه سخت بود وقتی همه اینها تمام می شد و ما می ماندیم و تنهاییمان و قاب عکس تو که برایمان پر بود از خاطره های حضورت.

پی نوشت:  در این عکس من ٨ یا ٩ سال دارم و برادرم ۶  یا ٧  سال

/ 14 نظر / 25 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نریمان

ما ز دریاییم و دریا می رویم ما ز بالاییم و بالا می رویم آنچه از دریا به دریا می رود از هر آنجا آمد آنجا می رود خداوند باقی عمر ایشان را بر عزت اسلام و فرزندان صبورش ببخشاید . انشاءالله.

اکبر حدادی

جمال خیلی تو این عکس بامزه ست. محرم یه حس و حال خاصی داره رضا. یاد شبای سینه زنی و زیارت عاشورا خوندنمون می افتم تو اون سالها بعد این همه سال باورت میشه دلم میخواد نوحه بخونم باز.

ن روشن بین

بخواب ای نو گل پژمان و پرپر بخواب ای غنچه افسرده اصغر بخواب آسوده اندر دامن خاک ندیده دامن پر مهر مادر بخواب و خواب راحت کن شب و روز که خاموش ایت صحرا بار دیگر نمی آید صدای تیر و شمشیر نه دیگر نعره الله اکبر همه افتاده در خوابند خاموش توئی صحرا و چندین نعش بی سر نترس ای کودک ششماهه من که اینجا خفته هم قاسم هم اکبر مگر باز از عطش میسوزی ای گل؟ که از خون گلو لب میکنی تر که با تیر سه شعبه کرده صیدت؟ بسوزد جان آن صیاد کافر خدایا بشکند آن دست گلچین که کرد این غنچه را نشکفته پرپر

فاطمه

پنجره زیباست اگر بگذارند چشم مخصوص تماشاست اگر بگذارند من از اظهار نظرهای دلم فهمیدم دل هم صاحب فتواست اگر بگذارند وقتی می بینم بعد 24سال درباره ی پدرتون صحبت می کنید اینقدر منقلب میشید بیشتر به خودم فکر می کنم که من... به قول بزرگان اگه چیزی رو هم درک نکردید سعی کنید هم داستان و هم دل شوید.

باران

سلام نمیدونم چی بگم . دلم گرفت باز خوبه که اقوام و مادرتان در کنارتان بودند.اما رقیه ... به روزم و منتظر حضورتان

ابوالقاسم

آن روزها چه حال و هوایی داشت! چه آفتاب روشن بود!

نیکا

ما چله نشين شب يلداى حسينيم ماتم زدگان غم عظماى حسينيم ما غرق عزاى پسرفاطمه هستيم ما تا به سحرمحو تماشاي حسينيم

مشكات

سلام برادر اميدوارم با پدرت و حضرت امام حسين محشور شويد. هم به پدرتان افتخار كنيد هم به خودتان! التماس دعا

امیر

امشب تمام وبلاگتو زیرو رو کردم.داشتم اون قسمت هدیه روز مادر رو میخوندم.نمیدونی چه حالی شدم.گرمای شدیدی رو زیر پوستم حس کردم و صورتم خیس اشک شد.الان هم دارم میرم پای مادرمو ببوسم و امشب رو مثل دوران کودکیم پیشش بخوابم و دستم رو بندازم دور گردنش. خدا رحمتشون کنه.مطمینم که الان از بهشت نظاره گرتون هستند.

گمنام

شهدا جانشان را به خاطر دفاع از اعتقاداتشان دادند به همین دلیل امیدوارم که هر شیعه ای بر سر اعتقاداتش محکم و استوار باشد و از اعتقاداتش دفاع کند.