وصیتنامه

قسمتی از وصیتنامه سردار شهید جلال کاوند ،فرمانده تیپ 145 مصباح الهدی،

در زندگی چیزی گم کرده بودم که همیشه مرا رنج می داد و من همیشه با این افکار مبارزه می کردم، زندگیم را سراپا بار رنج و سختی سپری کردم و در نگرانی و اضطراب به سر می بردم .
من در زندگی مبارزه زیادی با طاغوت داشتم، زندگی من خلاصه شد بود در مبارزه همیشه در جنگ و گریز بودم ، هدف من اسلام بود اسلام طلوع کرد و من خورشید اسلام را دیدم او کسی نبود جز خمینی عزیز ، به دنبال او راه افتادم و خودم و برادرانم را وقف راه او کردم.
جمال عزیزم (1) که در ابتدا من معلم او بودم و او شاگرد من بود در آخر استاد من شد و با شهادتش راهی را نشان من داد که شهدا و اولیاء خدا طی کرده بودند. حالا تنها آرزوی من شهادت در راه خداست و مطمئن هستم که به این فیض عظیم خواهم رسید.

10 روز تا سالروز پروازت مانده، چه نفس گیرند این روزها،

و من به دلم اجازه سوختن می دهم.....

(1) جمال ، برادر کوچکتر پدرم بود ، در سال 59 فرماندهی سپاه کر ند غرب را به عهده داشت و توسط ضد انقلاب به شهادت رسید.یک روز درباره جمال کلی حرف می زنم.

/ 11 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی

خوش به حالشون. هدفی داشتن و بهش رسیدن اما من...

فرشاد

وقتی ترکش یه فوج خمسه خمسه پهلوم رو پاره کرد فقط 14 سالم بود....الان که سی و اندی سالمه شنیدم که برا جانبازا از این ماشینهای وارداتی میدن...بس کن دیگه خسته نشدید ازبس خوردین؟ خیلی به این جمله که ار دهن یه زن چهل و هفت ساله خارج شد فکر نکردم.کوچاکه دیکه.کوچیک خسته میشه...کوچیک ناراحت میشه...کوچیک یعضی وقتا فحش هم میده.ولی به این زیاد فکر کردم که ایران تنها کشوریه که توش به کشته ها راه جنگ و معلولهاش و...اهانت میکنن.نمیدونم چرا؟

پسرخاله

اگر تونستی بامن تماس بگیر.

ش

شهادت مادرم زهرا افسانه نیست +++++++++ وفات حضرت زهرا یک دورغ بزرگ سیاسی است و از خرافات بزرگ ساخته دست استعمار پیر انگلیس وصهیونیست اسرائیلی است .انجمن دانا

سرگردان شلمچه

هوالشهید باوفات حضرت آیت الله بهجت یکی از ارکان دین فروریخت و یکی از درهای رحمت خداوند به روی بندگانش بسته شد... تسلیت. سایه مقام معظم رهبری مستدام. اللهم عجل لولیک الفرج بعونک یا شهید

شکلات تلخ

سلام...با دو مطلب:كرباسچي مدافع جدید شهدا...(آنها به جبهه رفتند، اینها شدند طلبکار!!!).....وحمايت گروهک تروریستی حزب دموکرات از کروبي به روزم....یا علی...

دهقان

سلام چه تعبیر جالبی کردند پدرتون از برادرشون. برادر پدر من هم (عمویم) در جبهه ها حضور داشت و جاده سازی و تونل سازی میکرد اما یک کامیون ایشان را زیر گرفت و متأسفانه ایشان فوت شدند. راستی چه خوبست اینها را نگاه داشته اید. من مطمئنم روزی خواهد آمد که بگویند:"شهدا اشتباه میکردند!" باید اینها را نگاه داشت اینها سند حقانیت تاریخ انقلاب ما در برابر افراط و تفریط است. زیبا بود مثل همیشه، یا علی برادرم

زینب سادات

خیلی عجیبه که مطمئن بودن به شهادت این خیلی عجیبه ! خوش به حال شون