برای مادری که سالها تنها بود

بالای سرش نشسته بودم . من بودم و او و سیل اشکهایی که از چشمانم سرازیر بود. دعایی نبود که نخوانده باشم. مادر جوانم دو روز بود در کما رفته بود. دلم می خواست قبل از رفتنش برای یک لحظه هم که شده چشمانش را باز کند و نگاهم کند

. مادر فقط یک بار دیگر نگاهم کن.

عطر یاس در فضای خانه پیچید. نمی دانستم چه خبر شده. چند دقیقه ای بیشتر نگذشته بود که مادر شروع به ذکر گفتن کرد. انگار که کلمه کلمه اش را در دهانش می گذارند. بارها این ذکر را تکرار کرد: الهی به عظمتت به جود و کرمت ما را نرانی از درت.

ذکرش که تمام شد بالای سرش رفتم . چشمانش را باز کرد و نگاهم کرد. می دانستم معجزه ای شده اما گیج و آشفته بودم . نگاهش ادامه دار بود و پر از حرف. جمله ای گفت که بعد از رفتنش سالهاست آرام بخش دل داغ دارم است.

گفت: رضا الان بابا، عمو و دایی شهیدت اینجا بودند.

در ۵ روزی که بین مابود خواهش کرد که در این باره از او سئوالی نکنیم.

 

/ 8 نظر / 30 بازدید
بنده عاصی

ما همان نسل جوانيم که ثابت کرديم در ره عشق جگر دار تر از صد مرديم هر زمان شور خــمـيــنــي به سر افتد ما را دور سر ســـيــّـــد علي خامنـــــــــه اي مي گردد دل تو دلمون نيست نائب المهدي رو ببينيم خوشا روزي كه بوي دلبر آيد . اي كاش روزي هم برسه كه خبري از يوسف زهرا بشه ياعلي التماس دعا

امیر

تو فرشته ای بشر. آدم بودن برات کوچیکه... سوال پرسیدن نداره. خودت هم خوب می دونی.

پریشون

سلام عیدتون مبارک . تولدتون هم .

اکبر

وقتی از مادرت حرف می زنی چند تا خاطره میاد و سرک میشه تو مغزم و بعد یه چیزی از توی دلم میاد بالا و زیر گلومو فشار میده. یه بغضی مث بغض همون روز تشییع جنازه مادرت، که سرت روی سینه ام گذاشتی و در خلاصه ترین و بی رحمانه ترین شکلش فقط گفتی: "مادرم مرد" بغض اون روز ترکید اما حالا... دیگه به این بغض های کویری عادت کردیم. خیلی تلخیم رضا خیلی. دوس دارم به اون روزی فکر کنم که من خونه شما بودم و ظهر شده بود. مادرت نذاشت که من برم، گفت وقت ناهاره. اون روز ناهار، شما آبگوشت داشتین و من از آبگوشت متنفر بودم ولی... خوردم و وانمود کردم که خیلی هم دوس دارم. رضا بعد این همه سال هنوز اون آبگوشت خوشمزه ترین آبگوشتیه که خوردم. رو حش شاد.

فائزه

بار چندم هست که این پست رو میخونم و حالا با خوندن این کامنت آخر سخت هوای گریه دارم. روحشون شاد

ن روشن بین

خیلی قشنگ بود و گریه دار!!

باران

سلام خدا رحمتشون کنه.خوش به سعادت شما با این مادر پاکتون به روزم و منتظر حضورتان

امیر

سلام.قدر مادرهارو فقط کسایی که از دست میدنشون میدونن.ای کاش ما هم لیاقت داشته باشیم و قبل از اینکه از پیشمون برن قدرشونو بدونیم.روحشان شاد.به یادتم .به یاد ما هم باش.