برای عمو جمالم

چند ماهی بیشتر از انقلاب نگذشته که جمال وارد سپاه می شود. آرام  و قرار ندارد دائم  به دنبال آن است که بداند کجا به او اجتیاج است برود آنجا.

گاهی با چمران محاصره پاوه را میشکند گاهی با اشرار مسلح منطقه دالاهو و ریژاب میجنگد و گاهی راهی کرندغرب و بیستون می شود و سپاه آن شهرها را شکل می دهد.

ضدانقلاب مسلح آرامش را از مردم کرند غرب و سرپل ذهاب گرفته اند اهالی روستاهای اطراف را می دزدند و با یک گونی ییاز معاوضه می کنند و به عراقیها می فروشند. جمال شب هنگام به تنهایی به خانه سید خان سرکرده آنها می رود و او را در حالی که صدها مرد جنگی محافظش بودند ترور می کند. از این به بعد برای سر جمال جایزه می گذارند

جمال فرماندهان سپاه استان کرمانشاه را جمع می کند معتقد است که اگر کوتاهی کنند و با این اشرار برخورد نشود مردم از انقلاب نا امید میشوند.

 جمال از کرمانشاه بر می گردد به کرند غرب. متوجه می شود دوستانش در مناطق اطراف با ضد انقلاب درگیر شده اند. با همان ماشین آهوی سبز رنگی که داشت راهی منطقه درگیری می شود.

جمال به اسارت در می آید. روزها و شبها شکنجه میشود. بدنش را تکه تکه می کنند و در چاهی می اندازند. 5 ماهی طول می کشد که بدن کوچک شده و ارباً اربای جمال کشف می شود.

/ 8 نظر / 31 بازدید
سيب سرخ

به قول بزرگواري: آنان كه خاك را به نظر كيميا كنند آيا بود كه گوشه چشمي به ما كنند... يادشون گرامي

گمنام

یا حسین ......

م.گ.ز.ز.

سلام... رویکرد اول...که الان بد جوری تو جامعه مد شده...: ((ای کشته که را کشتی تا کشته شدی زار)) اینا یه گروه جوون مجنون بودن که عاشق خون و شرارت بودن اصلا اینا جو گیر بودن اصلا اینا بدهکارن... رویکرد دوم...: سکووووت...اما سکوتی که به خاطر دو تا رای بیشتر گرفتن از صاحبان رویکرد اول...سکوتی از جنس سکوت شبلی هنگام مجازات منصور حلاج ...سکوتی به رنگ تزویر و خیانت رویکرد سوم...بابا دهه ی هفتادی ها به خدا از جنگ و جبهه چیزی نمیدونن...از انقلاب فقط مصادره ها رو براشون گفتن اونم این وری ها چیزی نگفتن ..هر چیزی هست اموخته از اون وریهاست... انقلاب...جنگ..جبهه فقط کشته کشتار نبود ...فقط نماز شب و دعای ندبه نبود...فقط ماورایی نبود...من میگم جنگ و جبهه حتی انقلاب یه سبک زندگی بود.. جنگ خیلی هم زمینی بود خیلی هم خاکی بود که به خاطر ادامهاش ..به خاطر سبکش افلاکی شد..که حیف زود فراموش شد ((من جنگ طلب نیستممممم)اما به قران محمد دلم تنگ شده برای صف هرچیزی حتی سیگاری که با دفترچه ی بسیج میدادن...نه بخطر زحمتش...به خاطر مردمش که زحمت رو تحمل میکردن و همدیگر رو دوست داشتن..اما الان..برای یه مدل ماشین بالا تر همه هم رو شرحه شرحه

...

رفقا عمو رمضون هم رفت.... عمو رمضون هم به یاران شهیدش پیوست ...الان همه بروجرد تابلوی اون سردار خاموش و بی ادعاست

قلم دل

استاد اشکال نداره وبتون رو بذارم تو لینک هام؟

مرتضی

با سلام و احترام فراوان.از دلاوری های شهید جمال کاوند در کرند و بیونیژ زیاد شنیده ام.خداوند با اولیا عظام محشورش گرداند.ضمنا سیخان ضد انقلاب نبود.هرج و مرج ایلی و دعواهای عشایری را دامن می زد.بیشتر تحقیق کنید.

منتظر

با سلام خیلی دوست داشتم خاطرات بیشتری از شما و پدرشهید بزرگوارتان در پست های وبلاگ خود قراردهید!!!

mohadese

roohe amooye bozorgvaretoon shad...